Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
FA
خروس ایرانی
درروزگاران قدیم،جنگی میان ایران ویکی ازکشورها درگرفت.فرمانده سپاه دشمن ،نزد فرمانده سپاه ایران آمد.اوکسیه ای پرازارزن باخود آورده بود.وقتی به ملاقات فرمانده سپاه رفت،سرکیسه راباز کرد وارزن ها را روی زمین ریخت وگفت :سپاهیان ما مانند دانه های ارزن بسیارند و در اندک زمانی به شما حمله ور می شوند.
فرمانده سپاه ایران وقتی این صحنه را دید ،کمی اندیشید ودستور داد خروسی آوردند وکنار ارزن ها رها کردند.خروس فورا مشغول خوردن ارزن ها شد .فرمانده سپاه ایران رو به فرمانده دشمن کرد و گفت :دیدی که خروس ایرانی چه برسر ارزن های شما آورد.
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۲ ساعت 12:41 توسط atoosa
|
سلام دوستان، من آتوسا هستم و تصمیم دارم تو وبلاگم قصه های قدیمی رو درج کنم .فکر میکنم هم نوستالژیه هم آموزنده